ارکستر فاروس در تاریخ ۲۱ و۲۲ اردیبهشت ۸۶ پس از ۸ماه تلاش و زحمت تمامی عوامل در تالار بزرگ فردوسی در زاهدان به روی سن رفت.
این ارکستر مجلسی قطعاتی از جمله :(کانکوست اف پارادایز - سرناد- آنون من-کروزنست -سمفونی ۵ بتهوون -بریوزکا - آداجیو البینونی و کاچکا ) اجرا کرد.
این اجرا برای من که خیلی جالب بود و از همه مهم تر اینکه تونستم تجربه های زیادی کسب کنم.
از تمامی دوستانی که به من کمک کردنت در تمام موارد بسیار متشکرم.
• دروس موسیقی (تاریخ، تئوری، رهبری ارکستر، فنون نوازندگی، موسیقی گروهی از دوئت تا ارکستر بزرگ)
• دروس موسیقی درمانی (قواعد و مقررات، روانشناسی موسیقی، آموزش تجربی و کارگاه ها)
• علوم زیست شناسی و رفتار شناسی (آناتومی، جامعه شناسی، ناهنجاریهای روانی، کودکان استثنایی)
• دروس عمومی و انتخابی
دانشجویان برای دریافت مدرک خود، علاوه بر تکمیل دوره آموزشی، باید یک دوره 6 ماهه انترنی را هم با موفقیت بگذرانند. موسیقی درمانی برای چه افرادی مناسب است؟
درمانگران با طیف وسیعی از افراد مواجه میشوند که در میان آنها میتوان به بیماران روحی، عقب افتادگان ذهنی، معلولین، افرادی که مورد سوئ استفاده قرار گرفته اند، کهنسالانی که از آلزایمر و جنون رنج میبرند، افراد کند ذهن و آسیب دیدگان مغزی اشاره نمود. علاوه بر اینها، افرادی که هیچ بیماری خاصی ندارند و از موسیقی درمانی برای بهتر شدن بهره میبرند نیز وجود دارند.
بعضی از شیوه های درمانی
همانطور که گفته شد، برای معالجات مختلف، روشهای متفاوتی وجود دارد. برای مثال درمانگر برای رسیدن به ذهنیات بیمار از او میخواهد تا ترانه ای بسراید یا اینکه برای تقویت اعصاب حرکتی و ایجاد تعادل بین اعضای مختلف بدن، نواختن پیانو را بیاموزد. نواختن ساز میتواند برای بیان احساسات ناگفتنی نیز به کار رود. تجویز حرکات موزون، پیاده روی یا ورزش با موسیقی و همچنین آواز خواندن و نقد و بررسی اشعار و ترانه ها نیز از جمله روشهای موسیقی درمانی است.
یک مثال از یک برنامه موسیقی درمانی
• نوع فعالیت: گفتگو و بررسی اشعار
• وسایل مورد نیاز: دستگاه پخش صوت، چند نوع موسیقی
• شرح کار: ما به تعدادی موسیقی نیاز داریم تا مراجع بتواند از میان آنها یکی را انتخاب کند. به مراجع میگوییم که میخواهیم با یکدیگر بیشتر آشنا شویم و اینکار را از طریق یکی دو قطعه موسیقی انجام میدهیم. توضیح دهید که او باید 1 یا 2 ترانه یا موسیقی که با آن همذات پنداری میکند، را انتخاب کند به طوری که با در میان گذاشتن این وجه مشترک با شما احساس راحتی کند. پس از انتخاب موسیقی توسط هردو نفر- بیمار و درمانگر- موسیقی ها پخش میشوند. پس از شنیدن هر کدام از ترانه ها، درباره آنچه شنیده ایم و مفهوم ترانه یا موسیقی گفتگو میکنیم. این روش برای ارزیابی مراجع بسیار مفید است، به خصوص در برخورد اولیه که گفتگوی بی پرده و صریح بسیار مشکل است.
• مرحله بعدی: از چنین فعالیتهایی، درمانگر میتواند برای مطالعه بیشتر در احساسات و مشکلات ارتباطی مراجع، او را به نوشتن شعر یا انتخاب و نواختن سازی برای بیان افکار و درونیاتش راهنمایی کند.
مطلب مرتبط : موسیقی درمانی - ۱
1- موسیقی درمانی باید توسط اعضای تیم درمانگر شخص تجویز شود. اعضای این گروه میتوانند شامل پزشکان، متخصصین خدمات اجتماعی، روان شناسان، معلمین، مدد کاران یا والدین باشند.
2- موسیقی ابزار درمانی عمده این شیوه درمان است.درمانگر از موسیقی برای رسیدن به حس اعتماد متقابل استفاده میکند، سپس برای بهبودی بخشیدن به شرایط روحی و جسمی بیمار، یک سری فعالیتهای به دقت برنامه ریزی شده را تجویز میکند. این فعالیتها میتوانند مواردی مانند آواز خواندن، شنیدن موسیقی، نواختن ساز، آهنگ سازی و انجام حرکاتی ورزشی یا رقص با موسیقی باشند.
3- موسیقی تحت نظر یک موسیقی درمانگر تعلیم دیده برای بیمار درنظر گرفته میشود. موسیقی درمانی، رشته گسترده ای است و درمانهای موسیقایی که توسط این اشخاص انجام میگیرد بر پایه دانش وسیع آنها از تاثیرات موسیقی بر رفتار، نقاط قوت و ضعف بیمار و اهداف درمانی، بنا شده است.
4- موسیقی درمانی برای رسیدن به اهداف خاص درمان شناسی به کار میرود. این اهداف شامل: بهبود بخشیدن به مهارتهای ارتباطی، علمی، حرکتی، احساسی و اجتماعی است. باید توجه داشت که ممکن است بیمار در طی دوران درمان به مهارتها و دانش تازه ای در موسیقی دست یابد اما برای درمانگر، کسب این مهارتها چندان اهمیت ندارد. آنچه مهم است تاثیر موسیقی بر سلامت روح و جسم بیمار است.
تاریخچه پیدایش
قدمت استفاده از موسیقی به منظور تحت تاثیر قراردادن سلامت و شیوه رفتاری حداقل به زمان ارسطو و افلاطون برمیگردد. اما در قرن بیستم استفاده از ویژگیهای درمانگرانه موسیقی به طور ابتدایی به دوران جنگ جهانی اول مربوط میشود. زمانی که موسیقی دانان حرفه ای و آماتور برای هزاران بیمار بستری در بیمارستانهای ارتشی، که از جراحات روحی و جسمی ناشی از جنگ رنج میبردند، برنامه اجرا کردند. عکس العمل قابل توجه بیماران به موسیقی، پزشکان و پرستاران را تشویق کرد از مسئولین بیمارستان بخواهند تعدادی نوازنده استخدام کند، اما به زودی متوجه شدند که موسیقیدانی که بخواهد به چنین کاری مشغول شود نیازمند تعلیم و تربیت خاصی خواهد بود.
مراکز آموزشی و انجمن های اولیه
در 1944 دانشگاه ایالتی میشیگان (Michigan State University) به این نیاز پاسخ داد و اولین برنامه تحصیلی موسیقی درمانی جهان را پایه گذاری نمود. در 1950، انجمن ملی موسیقی درمانی (National Association for Music Therapy) یا NAMT به طور رسمی به کار مشغول شد. در 1971 انجمن موسیقی درمانی آمریکا (American Association for Music Therapy) یا AAMT ایجاد شد که امروز دارای بیش از 5,000 عضو از درمانگران، اعضای حقوقی و اعضای انجمنهای وابسته در سطح جهان است. هدف AMTA، بالابردن سطح آگاهی افراد از مزایای موسیقی درمانی و افزایش امکان دسترسی هرچه بیشتر به مراکز موسیقی درمانی مجهز در جهان است. وضع شاخص استانداردهای تحصیلی و آموزشی نیز، از جمله فعالیتهای این انجمن بوده است.
در سال 1985، فدراسیون جهانی موسیقی درمانی یا (WFMT) برای ترویج موسیقی درمانی در سطح بین المللی، به ثبت رسید. (ادامه دارد ...)
بتهوون در همان اوایل کودکی به موسیقی علاقه نشان داد و پدرش روز و شب به تعلیم وی همت گماشت.
لودویگ برای آموختن ارگ و ترکیبهای موسیقیایی نزد موسیقیدان بزرگی چون «گوتلوب نیفه» به تحصیل پرداخت؛ نیفه پیبرد که بتهوون تا چه حد در موسیقی با استعداد است. بنابراین علاوه بر آموختن موسیقی، بتهوون را با آثار فلاسفه کهن و نوین آشنا کرد. نیفه در سال1783 یعنی یک سال بعد مجلهای با عنوان «مجلهی موسیقی» به رشته تحریر درآورد و دربارهی دانشآموز خویش نوشت:‹‹ اگر او به همین منوال پیش برود بدون شک موزارت جدیدی خواهد شد.››
این موسیقیدان جوان در وین درسهای معلم دیگری به نام «هایدن» را فرا گرفت و به زودی توجه و حیرت همگان را برانگیخت. بتهوون در سال 1794 نخستین «اپوس» را نوشت که سه قطعهی تریو برای پیانو بود.
بتهوون جوان و باهوش به عنوان یک تصنیف ساز جدید مرزهای موسیقی را مشخص کرد. در سال 1801 بتهوون به دوستان خود گفت که وی از این بیم دارد که کر شود. اما باز موسیقی راه زندگی پیش روی نهاد و بتهوون دریافت که هنوز زوایای بسیاری از موسیقی را کشف نکرده است؛ به همین دلیل نه تنها خودکشی نکرد بلکه به وجود علم به این که ناتوانی جسمی وی روزبهروز بدتر خواهد شد آثار بسیار زیادی از خود به یادگار گذاشت.
وی سمفونیهای بسیاری نوشت که از جمله آنها میتوان به پاستورال، اورتور کوریولان و اثر مشهور نامهای به الیزه اشاره کرد.
پس از مدتی حامیان مالی بتهوون چون پرنس لوبکوویتنز به مشکل مالی برخورد کرد و پرنس کینسکی بر اثر سقوط از اسب جان خود را از دست داد؛ بازماندگان کینسکی مقرری بتهوون را قطع کردند و بتهوون تلاش بسیاری برای حفظ استقلال خود انجام داد. «چک یوهان نپوموک مائلزل» که از آن به عنوان مخترع مترونوم یاد میکنند با بتهوون تماس حاصل کرد و ابزار کمکهای بسیاری در اختیار بتهوون گذاشت تا مشکل شنوایی آن را حل کند. یکی از آنها تقویت کنندهی صوتیای بود که به پیانو وصل میشد.
بتهوون در سال1813 «پیروزی ولینگتون» را با وسیلهای به نام«پان هارمونیکا» که مائلزل اختراع کرده بود نواخت.
متأسفانه این کارها درآمد مالی نداشت ومشکل مالی همیشه به عنوان مسئله اصلی این آهنگساز بزرگ بود.
بتهوون در سال1826 دچار سرماخوردگی شدید شد. بیماری وی دیگر مشکلات جسمانی وی را که در تمام طول زندگی با وی همراه بود پیچیدهتر کرد؛ بتهوون در 26ماه مارس 1827 درگذشت در حالی که دوستان نزدیک وی بر بالینش جمع شده بودند و به این سان توفانی در عالم موسیقی خاموش گشت.

موتسارت ۳۶ سال بیشتر عمر نکرد، اما آثار او از نظر کمی و کیفی در سطحی حیرت انگیز است. از او بیش از ۶۰۰ قطعه درخشان باقی مانده که بیشتر آنها از شاهکارهای موسیقی کلاسیک هستند.
پدرش مردی خشن و بیرحم بود و پسر خردسال خود را به کارهای سخت وا می داشت.موتسارت استعداد ذاتی خود را در کودکی بروز داد.وقتی که 5 ساله بود آهنگ میساخت وزمانی که تنها 6 سالش بود به عنوان تکنواز دوم با واریا نزد امپراتور اطریش مینواخت.موتسارت شنوندگانش را با مهارتهای نوازندگی خود شگفتزده میکرد.او برای خانوادهی سلطنتی انگلیس و فرانسه نوازندگی کرد اولین سمفونیها و قطعاتش را هم در آنجا نوشت.
در پنج سالگی آهنگ می ساخت و چند سمفونی تصنیف کرد.سه سمفونی مهم خود (شماره ۳۹، ۴۰ و ۴۱) را تنها ظرف سه هفته تدوین کرد.
موتسارت با تنها یک بار شنیدن یک قطعه موسیقی، می توانست متن یا پارتیتور آن را روی کاغذ بیاورد.
در سراسر زندگی با فقر روبرو بود و هرگز روی آسایش نیافت.سالهای 80-1779 در سالزبورگ سپری شد در کلیسای جامع شهر در گروه موسیقی مینواخت و آهنگهای مهمی میساخت، سنفونیها، کنسرتها، سرنادها، موسیقیهای دراماتیک.اما اپرا همچنان در مرکز آمالش باقی ماند و فرصتی پیش آمد تا برای شهر مونیخ اپرایی بسازد.او به مونیخ رفت تا در اواخر 1780 اپرا را بنویسد.
در سال 1782 با کنستانس وبر خواهر کوچکتر آلوئیزا ازدواج کرد.در اولین سالهای زندگی خود در وین موتسارت به وسیلهی نوشتن سوناتهایی برای پیانو و تعدادی سونات برای ویلون و نواختن پیانو برای خود اعتباری کسب کرد.
هایدن به پدر موتسارت گفت که موتسارت بزرگترین آهنگسازی است که من دیده یا شنیدهام، او با ذوق است و از آن بالاتر بزرگترین دانشمند آهنگسازی است.
از سال 1789 اولین اپرای کمدی خود از سهگانهی اپراهای کمدی خود را به نام Lenozze di Figavo در این اپرا و در Don Giovanni (ارائه شده در 1787 در پراگ)موتسارت تعاملی از مسائل اجتماعی و هویت جنسی را در قالب شخصیتهای انسانی خلق کرد .
آخرین سفر او به پراگ برای مقدمهی La Clemenza ditito در سال 1791 بود.این یک اپرای سنگین سنتی برای جشن تاجگذاری بود ولی موتسارت در آن از لطافت و شوخطبعی خاصی از شخصیتهای اجتماعی اپرا استفاده کرده است.
موتسارت بعلت یک بیماری همراه با تب، مرد و این بیماری مسلماً مصمومیت نبوده است.( در جایی دیگر خواندم: موتسارت دشمنان و رقیبان زیادی داشت که به او زهر دادند و باعث مرگ او شدند. اگر من را در نحوه ی مرگش راهنمایی کنید ممنون میشم )
موتسارت رکوئیم خود را که عظیمترین کار وی در موسیقی کلیسائی است را به دلیل بیماریش نیمهتمام رها کرد.
موتسارت در حومهی شهر وین با حداقل تشریفات و در یک گور گمنام بخاک سپرده شد.
موتسارت بعلت یک بیماری همراه با تب، مرد و این بیماری مسلماً مصمومیت نبوده است.( در جایی دیگر خواندم: موتسارت دشمنان و رقیبان زیادی داشت که به او زهر دادند و باعث مرگ او شدند. اگر من را در نحوه ی مرگش راهنمایی کنید ممنون میشم )
موتسارت رکوئیم خود را که عظیمترین کار وی در موسیقی کلیسائی است را به دلیل بیماریش نیمهتمام رها کرد.
موتسارت در حومهی شهر وین با حداقل تشریفات و در یک گور گمنام بخاک سپرده شد.
